حجه الاسلام سید ابراهیم رئیسی


بسم الله الرحمن الرحیم



علم نافع، فناوری ثروت­ساز و دانشگاه کار و کرامت آفرین

رویکرد کلی

پیشرفت همه‌جانبه کشور در ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، مستلزم توجه ویژه به مراکز علمی و دانشگاهی است که زمینه‌ساز اقتدار ملی کشور در همه ابعاد خواهد بود. مشارکت فعال دانشگاهیان در این فرایند نه‌تنها زمینه‌ساز تحولات اساسی در ابعاد شخصیت فردی و اجتماعی آحاد جامعه و ارتقای جایگاه ایشان متناسب با شأن و کرامت انسانی است، بلکه زمینه را برای پیشرفت کشور در همه ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فراهم می­سازد. از این‌رو در مکتب امام راحل عظیم الشان (ره) دانشگاه مبدأ همه تحولات است.

قوت­های مسیر طی شده

ایران اسلامی به‌عنوان یک کشور مستقل از نظام سلطه از دو دهه قبل مسیری نوین را در عرصه علم و فناوری خود آغاز نمود که این حرکت با هدایت رهبری معظم حضرت آیه الله امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) صورت پذیرفته و نتیجه آن رشد پرشتاب در جهان علم و کسب رتبه اول در شتاب بروندادهای علمی، کسب رتبه شانزدهم جهانی و رتبه اول منطقه و جهان اسلام در تعداد بروندادهای بین‌المللی نمایه شده در میان دیگر کشورهاست که مورد اذعان همه نهادهای پایشگر علم و فناوری جهانی نیز می‌باشد. دستاوردهای ملموس در فناوری‌های هسته‌ای صلح‌آمیز و فضایی را نیز می‌توان به‌عنوان جنبه محصولی آن برشمرد. از طرف دیگر گذار از آموزش عالی محدود به آموزش عالی گسترده اقدام تحسین‌برانگیز دیگری بود که در جمهوری اسلامی ایران رقم خورد و ایران در این شاخص نیز به‌عنوان یکی از 5 کشور برتر جهان در شتاب گستردگی آموزش عالی تبدیل گردید و تا چند سال آینده همچنان جز 10 کشور برتر در جمعیت آموزش عالی خواهد بود. این پتانسیل اگر به‌خوبی از آن بهره‌برداری گردد سرمایه‌ای بی‌نظیر در پیشرفت علمی کشور و اقتصاد دانش‌بنیان است.

درحال حاضر آمار نهادهای آموزش عالی کشور به شرح زیر می باشند:

دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

154

مراکز دانشگاه آزاد اسلامی

567

دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

58

دانشگاه های غیردولتی-غیر انتفاعی

354

تعداد پارک های علم و فناوری

39

تعداد مراکز رشد

177

 

چالش‌ها و مشکلات پیش رو

در سال‌های اخیر به دلایل مختلف ازجمله مشکلات مدیریتی و سیاست‌های ناهماهنگ، روند پرشتاب علمی کشور آهنگ رشد منفی به خود گرفته است. از این‌رو اغلب شاخص‌های علم و فناوری روندی کاهشی را نسبت به شرایط پر شتای قبلی نشان می‌دهند،‌ این درحالی‌که است ‌که کشور ما برای دفاع از استقلال و رونق اقتصادی نیازمند رشد پرشتاب علمی است.

در یک نگاه اجمالی شاخص‌هایی نظیر: میزان تولید علم، سرمایه‌گذاری‌های پژوهشی، دستاوردهای پژوهشی، ارتباط دانشگاه و صنعت، طرح‌های کلان ملی، همکاری بین دانشگاهی و مراکز علمی، جذب هیئت‌علمی، تعداد پروانه ثبت اختراع، روحیه امید و نشاط، شرایط رکود و کاهش را نشان می‌دهند.

هر چند بر اساس اسناد موجود تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان دارای مجوز به 2975 مورد رسیده است لکن واقعیت آن است که بخش عمده‌ای از این شرکت‌ها قبلاً وجود داشته و صرفاً تغییر وضعیت داده‌اند تا از مزایای قانونی برخوردار شوند. این شرکت‌ها دارای 53.538 نفر شاغل با درآمد سالانه حدود 14 هزار میلیارد تومان در سال 95 بوده‌اند و این در حالی است که سالانه حدود یک‌میلیون نفر دانش‌آموخته جدید دانشگاهی جویای کار هستند. لذا عملکرد تناسبی با اهداف برنامه‌ای و تقاضای فزاینده موجود ندارد. از سوی دیگر بر اساس آمارهای رسمی نرخ بیکاری کشور در پایان 1395 برابر 12.4 درصد بوده است، درحالی‌که همین نرخ بین دانش‌آموختگان حدود 20 درصد می‌باشد. علاوه بر این‌ها عدم تناسب بین شغل و شاغل نیز خود یک مسئله مهم می‌باشد.

در ادامه شماری از مهم‌ترین چالش‌های موجود پیرامون نظام آموزش عالی کشور بیان‌شده است:

1-      نظام ورودی ناکارآمد دانشگاه ها از طریق ابتناء بر کنکور سراسری؛

2-      بیکاری فزاینده دانش‌آموختگان دانشگاهی و اشتغال غیر مؤثر ایشان؛

3-      رشد مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی در میان قشر تحصیل‌کرده و دانشجویان؛

4-      هزینه بالای تحصیل در دانشگاه ها برای خانواده­ها؛

5-      عدم ارتباط و درهم تنیدگی دانشگاه با مشکلات جامعه و به تبع آن خروجی نامتناسب دانشگاهها با نیاز صنعت و جامعه کشور؛

6-      کمبود و هزینه کرد نامناسب منابع تخصیص‌یافته به امور پژوهشی و زیرساخت؛

7-      مشکلات ساختاری گسترده در نظام آموزش عالی و نظام مدیریتی دانشگاه های کشور نظیر سیاست زدگی، بوروکراسی فراوان، و ناکارآمدی در تامین مالی و همچنین عدم انسجام و هماهنگی بین نهادهای سیاستگذار این حوزه؛

8-      اثرگذاری وسیع رکود اقتصادی بر پژوهش‌های دانشگاهی؛

9-      کیفیت پایین آموزش و عدم سازوکار مناسب برای مهارت‌آموزی و شکوفاسازی خلاقیت و ابتکار دانشجویان؛

10- پاسخگو نبودن محتوای دروس، مراجع درسی و برخی رشته‌های دانشگاهی با نیازهای جامعه؛

11- نامناسب بودن سازوکارهای موجود برای ارتقا انگیزه و نشاط علمی دانشجویان و اساتید؛

12- عدم تحرک کافی در تولید علم و تولید محتوا در علوم انسانی اسلامی؛

13- کاهش شتاب رشد علمی؛

14- غلبه روحیه سیاست­زدگی در مدیریت آموزش عالی و ناکارآمدی سازی نهادها و شوراهای تصمیم­گیری کلان در حوزه علم و فناوری؛

عوامل مؤثر در پیدایش و تقویت چالش‌ها و مشکلات

1-      باور نداشتن و عدم پایبندی به چشم‌انداز و اسناد بالادستی کشور و ضعف تفکر راهبردی و رویکرد علمی در ارتقای توانمندی علمی و فناوری کشور به‌عنوان مؤلفه اقتدار ملی؛

2-      تفکر وابسته، نگاه به بیرون و عدم باور به توانمندی‌های داخلی در پیشرفت همه‌جانبه؛

3-      رویکرد تشریفاتی و غیر عملیاتی، حزبی و سیاسی به دانشگاه و جایگزینی اقدامات عوامانه به‌جای تلاش و شور علمی؛

4-      عدم بهره‌مندی کافی از افکار اساتید، دانشمندان برجسته و نخبگان جوان در فرایندهای برنامه‌ریزی آموزش عالی؛

 

رویکرد دولت کار و کرامت:

رویکرد کلی:

اثرگذاری اجتماعی، تولید ثروت دانش­بنیان، گسترش علم و اخلاق و پیشرفت فناوری

رویکردهای ویژه:

1- نقش­آفرینی اجتماعی در تحولات پیش­رو و تأثیر‌گذاری در شکل‌دهی آینده؛

2- مدیریت استعدادها و توسعه مهارت­های نیروی انسانی برای گسترش نیروهای کارآفرین در جامعه؛

3-استفاده حداکثری از توان علمی دانشگاه­ها در جهت ارائه راه‌حل برای مسایل پیچیده در عرصه­های ملی و منطقه­ای؛

4- تسهیل نقش­آفرینی شرکت­های دانش بنیان در عرصه­های اقتصادی و حمایت از تولید و صادارات محصولات دانش بنیان.

 

اولویت­ها و راهبردهای  تحول در نظام علمی و پژوهشی کشور

در وضع حاضر، دانشگاه‌های کشور علیرغم پتانسیل بسیار بالای آن‌ها در انجام وظایف محوله به لحاظ عدم به‌کارگیری از توان آنان، کارایی لازم را در توانمندسازی دانش‌آموختگان و انجام پژوهش‌های تقاضامحور در ایفای نقش مولد در کشور ندارد. این دانشگاه‌ها باید در گام نخست به دانشگاه‌های کارآفرین متحول شوند یعنی در چرخه اقتصادی و پیشرفت عمومی کشور نقشی حیاتی و کلیدی داشته باشند. کارآفرینی و حفظ کرامت حداقل انتظار جامعه از دانشگاه‌ها می‌باشد ولی نباید فراموش کرد که در واقع هدف غایی دانشگاه‌های کشور باید تبدیل‌شدن به دانشگاه اسلامی یا دانشگاه تمدن ساز باشد. در نگاه حداقلی، برای دستیابی به دانشگاه کار و کرامت آفرین باید تحولی اساسی در وضعیت حاضر با جلب مشارکت اساتید و دانشجویان و به‌کارگیری روش‌های مدیریتی توانمند و خلاق و تحول‌آفرین شکل گیرد. مدیریت تحولات اساسی در حوزه آموزش عالی مستلزم توجه به ابعاد مختلف، پژوهش و فناوری، تربیت و آموزش نیروی انسانی، فرهنگی و اجتماعی، همکاری و ارتباطات علمی بین‌المللی، دانشجویان و نخبگان، اعضای هیئت‌علمی و کارکنان، تأمین زیرساخت‌ها و منابع، نظارت و ارزیابی می‌باشد. ازاین‌رو لازم است راهبردهای اساسی به‌منظور حرکت زا وضع موجود به وضع مطلوب تدوین و اجرا گردد. اهم راهبردهای لازم به شرح زیر است:

1-      ارتقای باورمندی مسئولین به نقش و جایگاه علم و فناوری در اقتدار ملی و تقویت توان مدیریتی آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی با بهره‌گیری از روحیه جهادی و به‌کار‌گیری حداکثری از نخبگان و خبرگان؛

2-      تغییر پارادایم ارتباط دانشگاه با جامعه از نهادی که صرفاً نیروی انسانی به عنوان ورودی می گیرد و در حالت ایزوله آن را آموزش می­دهد به نهادی در بطن و قلب جامعه با فعالیت­های کاملا متنوع از طریق بازآفرینی ساختارهای دانشگاه؛

3-      انسجام­بخشی و هماهنگی بین نهادهای سیاستگذار علم و فناوری در مدیریت و هدایت راهبردی جریان علمی کشور و تقسیم‌کار ملی در نظام آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی و فناوری بر اساس مأموریت‌های محول منطبق با اسناد بالادستی به‌ویژه نقشه جامع علمی کشور؛

4-      تنظیم راهبردهای کلان در سطح هیات امنای دانشگاه­ها و عدم تغییر آن­ها در شرایط تغییر مدیریت؛

5-      ایجاد ساز و کار مناسب برای برقراری ارتباط منطقی و معنادار بین مدیریت کلان آموزش عالی و دانشگاه ها با تاکید بر استقلال سازمانی، کارآمدسازی هرچه بیشتر هیات های امنای دانشگاه با تاکید بر مسئولیت­پذیری، استقلال اعضای هیات علمی و اداره امور دانشگاه به صورت مشارکتی؛

6-      متناسب­سازی سیاست ها با کارکردها و ماموریت های هریک از دانشگاه های کشور؛

7-      تنوع بخشی ساختاری و حرکت از سمت ساختار ساده دانشکده ای به سمت ساختارهای پیچیده  چند وجهی؛

8-      توجه به تحول آموزش عالی از رویکرد تک رشته­ای به نگاه چند رشته­ای در دانش و باز معماری روند سنتی گذشته­گرا به نظام مدرن تحول­گرا جهت ایجاد دانش نو؛

9-      کارآمدسازی ساز و کار حمایت از ایجاد و توسعه شرکت­های دانش­بنیان(قانون مصوب 1389) و حمایت از اشتغال پایدار دانش بنیان و فناوری­های صنعت ساز؛

10- توجه به دانش­های نوین و کارآمد در جهت توسعه فناوری به منظور جلوگیری از خام فروشی؛

11- حمایت از توسعه فناوری­های اقتدارآفرین؛

12- توجه به علوم پایه به عنوان پیشران توسعه علم و فناوری؛

13- تنظیم برنامه های درسی با توجه به آمایش سرزمین و نیازهای منطقه ای و ملی در جهت افزایش اشتغال دانش آموختگان

14- شکل­دهی دوره­های آموزشی برنامه­محور با توجه به نیاز جامعه و صنعت که دانشجو بخش قابل توجهی از مهارت­های کار را در محیط تقاضا می آموزد؛

15- ایجاد فضای مناسب در جهت آزاداندیشی، اندیشه­ورزی و نظریه­پردازی و رفع موانع توسعه آن به منظور ارتقا و تحول علوم انسانی؛

16- ایجاد فضای مناسب برای ارتقا انگیزه و نشاط علمی دانشجویان و اساتید؛

17-  ساماندهی و مدیریت مهاجرت نخبگان؛

18- طراحی، تصویب و پیاده‌سازی نظام پژوهشگری برای هویت­بخشی مستقل به شغل پژوهشگری در مراکز علمی و تحقیق و توسعه کشور (جهت جذب مخترعین، مبتکرین، صاحب‌نظران، نخبگان و دانش‌آموختگان دانشگاهی)؛

19- ارتقا سطح تعاملات و تبادلات علمی بین‌المللی عزت مدار در راستای دسترسی هر چه‌بهتر به دانش جهانی و ایفای نقش مؤثر دیپلماسی علمی و همچنین بسترسازی مناسب برای توسعه گردشگری علم و فناوری.

 

اقدامات عمده در تحقق دانشگاه کار و کرامت آفرین (نافع) و ثروت ساز

برنامه اقدامات اساسی برای تحقق تحولات بنیادین در حوزه آموزش عالی متناسب با راهبردهای فوق مستلزم سازمان‌دهی نیروهای کارآمد، تعامل مناسب بین ارکان آموزش عالی، ایجاد زمینه فهم مشترک و همراهی عمومی می‌باشد. از سوی دیگر اجرای این برنامه مستلزم حضور مدیران جهادی، خلاق، شجاع و با تجربه و حمایت‌ سایر مسئولین از برنامه‌ها و پیاده‌سازی آن‌هاست. درنهایت نظارت و ارزیابی اثربخش و پیگیرانه آخرین حلقه ضرورت‌های موفقیت این برنامه و اقدامات آن می‌باشد. مهم‌ترین اقدامات، برنامه‌ها و ملاحظات در این فرایند عبارت‌اند از:

1-      توجه به توانایی، شایستگی و پرهیز از سیاست زدگی در انتصاب مدیران علمی کشور؛

2-      تفویض اختیارات لازم به دانشگاه­ها جهت ایجاد تغییرات قواعد و رویه­ها و دستورالعمل­ها به منظور تسهیل اجرایی­سازی راهبردها؛

3-      پیاده­سازی نظام ارزیابی مبتنی بر مأموریت­گرایی؛

4-      اصلاح نظام سنجش و پذیرش دانشجویان؛

5-      تنظیم جهت­گیری­های ملی پژوهش مبتنی بر نظام منسجم مساله­یابی منبعث از نظرات خبرگان کشور؛

6-      تأمین سهم اعتبارات پژوهش و فناوری از تولید ناخالص داخلی برابر قانون؛

7-      هدایت دوره‌های تحصیلات تکمیلی (مقالات، پایان‌نامه‌ها) به سمت نیازهای پژوهشی کشور؛

8-      پیگیری و اجرای جدی طرح‌های کلان پژوهش و فناوری و محوریت آن‌ها در پیشرفت اساسی کشور؛

9-      ساماندهی مؤسسات کوچک با بهره­وری پایین و استفاده از فناوری­ها و نوآوری­های آموزشی و زیرساخت­های جدید آموزش الکترونیک برای کاهش هزینه­ها و افزایش اثربخشی آموزش؛

10- ایجاد زیرساخت‌های لازم به‌منظور شبکه‌سازی فعالیت‌های تحقیقاتی در سطح ملی و فرا ملی مبتنی بر فاوا و بر بستر شبکه ملی اطلاعات، تقویت شبکه آزمایشگاه های علمی ایران و شبکه پرسرعت علمی کشور؛

11- طراحی و استقرار ساز و کارهای کارآمد در خلق منابع مالی جدید نظیر تقویت خیریه­ها و اوقاف در حوزه علم و فناوری؛

12- ایجاد قطب­های علمی با حضور متخصصان ملی و بین­المللی در حوزه­های مزیت­دار کشور و تولید علوم انسانی بومی؛

13- تهیه و تدوین سر فصل‌های جدید و محتوی مناسب در رشته‌های علوم انسانی مطابق با دستاورد‌ها و اقتضائات جدید جهانی، متناسب با زمینه‌ها و نیازهای بومی ‌و اسلامی ‌کشور؛

14- ایجاد زمینه­های مناسب اشتغال فارغ­التحصیلان علوم انسانی و حمایت از صنایع خلاق؛

15- توجه به کرامت و معیشت اعضای هیات علمی بخصوص اعضای هیات علمی جوان و دانشجویان دوره دکتری؛

16- تحول اساسی در نظام و محتوای آموزشی متناسب با نیاز حال و آینده کشور مبتنی بر طرح آمایش آموزشی؛

17- طراحی برنامه جامع آموزش­های مهارتی در کشور به منظور ارتقاء سطح مهارت دانش­آموختگان و آمادگی هرچه بیشتر آنها برای ورود به محیط کار؛

18- طراحی و استقرار نظام ارزیابی مأموریت­گرا، خود ارزیاب و هوشمند آموزش عالی و دانشگاه‌ها منطبق با اهداف و سیاست‌های نقشه جامع علمی کشور؛

19- حمایت از بنگاه­ها و صنایع بزرگ در جهت راه­اندازی مراکز تحقیق و توسعه؛

20- توسعه شغل پژوهشگری و ایجاد فضای کار موثر با حمایت از پروژه­های بزرگ مقیاس در دانشگاه و مراکز پژوهشی دولتی و بالاخص خصوصی؛

21- ساماندهی اشتغال نخبگان و تحصیل­کردگان از طریق ارائه مشوق های لازم به سازمان­ها و موسسات جذب کننده آن‌ها در داخل؛

22- همکاری‌های نظام‌مند بین ایرانیان تحصیل‌کرده خارج از کشور با دانشگاه‌ها، بنگاه‌ها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی ایرانی؛

23- هدایت تحصیلی استعدادهای جوان کشور به سمت رشته‌های مورد نیاز و دارای اولویت در راستای افزایش نرخ ماندگاری آن‌ها در کشور؛

24- تقویت مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری به‌منظور توانمندسازی و افزایش جهشی شرکت‌های دانش‌بنیان و عملکرد علمی و اقتصادی آن‌ها؛

25- توسعه زیرساخت های تامین مالی علم و فناوری نظیر صندوق های پژوهش و فناوری و سرمایه گذاری جسورانه؛

26- توجه به طرف تقاضای فناوری با استفاده از ابزارهای سیاستی نظیر بازارسازی برای محصولات دانش بنیان؛

27- تسهیل و تقویت فرایند جذب محققین و اساتید جوان و نخبگان.